جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

404

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

نوعى از جمود و مرگ است ! و چگونه اين موجودات زنده در گردابى از قيود غرق مىشوند كه تحميل آن‌ها بر جماد طبيعت نيز سزاوار نيست ؟ ! و چطور از اندازه‌هاى وزن و مساحت ، براى انسانى كه محدوديت نمىپذيرد ، مىتوان حدودى برپا داشت و يا براى زندگى پرتحرك و در حال تكامل ، قيودى ساخت . او در اين‌صورت دگرگون مىشود و مانند آب راكد ، مىگندد و از تكامل و تحول منحرف مىگردد ، و آنگاه نه انسان و نه زندگى ، مفهوم صحيحى نخواهند داشت ! و گويا اين تعصب ، با همه رنگ‌هايش ، از روزگار باستان در سرشت گروهى از مردم بوده است و اين امام بزرگوار از جنگ بر ضد يك تعصب دينى فارغ نشده خود را براى جنگيدن با ساير مظاهر و انواع تعصب آماده مىسازد . و او تعصب براى يك قبيله يا نژاد را ، ظلم و ستم ، فسادانگيزى و دگرگونه‌ساختن سيماى زيباى زندگى مىداند . او افتخار به پدران و نياكان را نوعى از انواع اين تعصب مىداند و آن را تقبيح مىكند . گوش كنيد كه چگونه متعصبان دوران خود را مورد خطاب قرار مىدهد : « آگاه باشيد كه شما در ستمگرى بسيار كوشيديد و در زمين فساد برپا داشتيد ! در گردن‌كشى ناشى از تعصب و خودپسندى دوران جاهلى ، از خدا بترسيد ، زيرا كه موجب دشمنىها و ميدانگاه اهريمن است كه با آن ملت‌هاى گذشته فريب داده شده‌اند ! آگاه باشيد ! از فرمانبردارى بزرگان و سرورانتان كه به‌خاطر حسب و نسب تكبر ورزيدند و مردم ديگر را كوچك شمردند و بدين‌وسيله آفريده خداوند را تكذيب و انكار نمودند ، خوددارى نماييد ، زيرا كه آنان پايه‌هاى تعصب و اركان فتنه و آشوب هستند » !